تبليغاتX
شهر احساسات

شهر احساسات

(شهر کوچیکی که بتونم هر چی خواستم توش بذارم)

سلام خوبید؟! ما هم هنوز نفس می کشیم

هیـــــــــــــس

داد نزن می شنوم  وااااااااااااااا خوب تا وقتی که می شه حرف زد چرا داد می زنی؟! چرا به جای حرف حق به دستت بیل و گلنگ داری؟!

باور کنید از کسایی که فقط داد می زنن خستمه یا کسایی که فرصت حرف زدنو به آدم نمی دنتا وقتی که میشه ۲ تا آدم با هم حرف بزنن چرل دیواره سکوت رو نمی شکونن؟!

بعضی ها می گن سکوت علامته رضاست!

بعضی ها می گن جواب ابلهان خاموشیت( همون سکوته!)

بعضی ها  می گن سکوت آتیشه دعوا رو خاموش می کنه!!!

من دارم می گم بعضی وقتا سکوت خیلی چیزارو خراب می کنه!!! باعث سوتفاهم می شه!!! روابطه آدما کم رنگ می شه!!! آدما زمین تا آسمون از هم دور می شن!!! بینشون کینه ریشه می گیره!!!

انگار بازم باید برچسب سکوت بخوره رو لبم!!!

سکوت نکنیم چیکار کنیم؟! داد بزنیم؟! خودمون رو بزنیم؟!

 

خواهشا بخونید بعد نظر بدید!!!!!!!!!

در پناه خدای یاس و احساس

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 3:43 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام خوبید؟

این آپ اختصاصیه

عکس ها دزدی تشریف دارین ــــــــــــ> شعراها از خودم

 

اتل متل یه بوسه

تنم از عشقت می سوزه

نه دلیل  دارم نه مدرک

دوست دارم عسلک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     اتل متل یه بازی

     با من بشو همبازی

     دله کوچیم ماله تو

     می خوام باشم ماله تو

 

 

 

رفتــــــــــــــــــــــــــی!!!

می خوام بسپلرمت به فراموشی

پر حــــــــــــــــــــرفم!!!

اما می مونم تو خاموشی

 

 

 

 

 

 

 

تا آپ بعدی

بــــــــــــــــــااااااای

+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 2:13 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام خوبید؟ حال و احوال؟

قبل از هرچیز رو مادر رو پیشاپیش به همه ی مادرای عزیز تبریک عرض می کنم

یه تبریک کاملا اختصاصی و ویژه به مادر دوست داشتنی و مهربونه خودم مامان خیلی دوست دارمدیوونه ی مهربونیتم فدای اون قلبت مهربونت اگه تا حالا حرفتو گوش نکردم الان می خوام جبران کنم به خدا طاقت دیدن ناراحتیتو ندارم حاضرم بمیرم اما یه لحظه غم نشینه تو دلت  یاسی بمیره اما مامان جونش یه کوچولو دلش نگیره

 

زیباست نه؟!!!بخونیدشما هم! 


By the time the Lord made mothers, he was into his sixth day of working overtime.
An Angel appeared and said "Why are you spending so much time on this one"?

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.
فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد :
مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟


   

She has to be completely washable, but not plastic, have 200 movable parts, all replaceable, run on black coffee and leftovers, have a lap that can hold three children at one time , have a kiss that can cure anything from a scraped knee to a broken heart, and do these things only with two  hands."

بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه  كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.

 


 the angel was impressed" just two hands..impossible""

"And that's just on the standard model?" the Angel asked.

"This is too much work for one day. Wait until tomorrow to finish."

فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟
اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن



 
"But I can't!" The Lord protested, "I am so close to finishing this creation that is so close to my own heart. She already heals herself when she's sick AND she can work 18 hours a day

نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه .

   
 
The Angel moved closer and touched the woman, "But you have made her so soft, Lord."
"She is soft," the Lord agreed, "but I have also made her tough. You have no idea what she can endure or accomplish."

فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:
اين كه خيلي لطيفه!!
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه.


 "Will she be able to think?", asked the Angel.
The Lord replied, "Not only will she be able to think, she will be able to reason, and negotiate."
The Angel then noticed something and reached out and touched the woman's cheek. "Oops, it looks like you have a leak with this model. I told you that you were trying to put too much into this one."

فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .

فرشته گونه زن رو لمس كرد: ”خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !”



 
"That's not a leak." The Lord objected. "That's a tear!"
"What's the tear for?" the Angel asked.
The Lord said, "The tear is her way of expressing her joy, her sorrow, her disappointment, her pain, her loneliness, her grief, and her pride."
The Angel was impressed. "You are a genius, Lord. You thought of everything; for mothers are truly amazing!"

خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..

 

but there is only one thing wrong with her

she forgets what she

 

از بابت شب هایی که واسم نخوابیدی ممنونم

از بابت اون ۹ ماهی که منو با خودت حمل می کردی ممنونم

از اون همه بی قراری و دلسوزیت ممنونم

 

چرا اینقدر دلت بزرگه مامان؟! آخه چه جوری اون همه عشق رو تو دلت جا دادی؟!

خدا جون همیشه واسم نگهش دار 

یاسی به فدای اون همه مهربونیت

اجازه می دی بازم بیام به مهمونیت؟

  چقدر آغوشت گرم و نرم

مادر تویی همنفسم

تارو و پودم و همه کسم

تنها کسی که هیچوقت با آدم قهر نمی کنه کسی نیست جز مادر

تنها کسی که همیشه به آدم امید می ده کسی نیست جز مادر

تنها کسی که همیشه آغوشش برای آدم باز کسی نیست جز مادز

تنها کسی که همیشه یار و یاور آدمه کسی نیست جز مادر

قدرشو بدونید 

 

می خوام برم یه جا که همه صدامو می شنون

بعد با تمام وجودم داد می زنم:

مامان دوست دارم...عاشقتم...می پرستمت

 

 

 

ممنونم که بچه بازیامو طاقت می کنی

هرچقدر بد می شم اما تو نجابت می کنی

 

فکر کنم اولین پستی باشه که با دل و جون آپش کردم...

در پناه خدای یاس و احساس

+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 22:33 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام خوبید؟

دوشنبه زهرا رفت ایران...دیروز نسترن...امروز شهرزاد...فردا دنیا...چند روز دیگه هم شاید غزل بره...ووووووووووووووواااااااااااااااای همه رفتن... پارسال من همین موقع شیراز بودم اما امسال چی؟

اشکال نداره چون می گذرد غمی نیست مهم اینه که تابستونه

جواب
هيچ کس را بي جواب مگذار
جواب سلام را با عليک بده
جواب تشکر را با تواضع
جواب کينه را با گذشت
جواب بي مهري را با محبت
جواب ترس را با جرأت
جواب دروغ را با راستي
جواب دشمني را با دوستي
جواب زشتي را به زيبايي
جواب توهم را به روشني
جواب خشم را با صبوري
جواب سرد را به گرمي
جواب نامردي را با مردانگي
جواب همدلي را با رازداري
جواب پشتکار را با تشويق
جواب اعتماد را بي ريا
جواب بي تفاوتي را با التفات
جواب يکرنگي را با اطمينان
جواب مسؤليت را با وجدان
   جواب پشتکار را با تشويق
جواب اعتماد را بي ريا
جواب بي تفاوتي را با التفات
جواب يکرنگي را با اطمينان
جواب مسؤليت را با وجدان
جواب حسادت را با اغماض
جواب خواهش را بي غرور
جواب دورنگي رابا خلوص
جواب بي ادب را با سکوت
جواب نگاه مهربان را با لبخند
جواب لبخند را با خنده
جواب دل مرده را با اميد
جواب منتظر رابا نويد
جواب گناه را با بخشش
هميشه جوابه هاي ، هوي نيست
جواب خوبي را با خوبي بده
جواب بدي را هم با خوبي بده

 

جواب خوبی را با خوبی ؟ یعنی بازم بی خیالی باید طی کرد

بــــــــــــــه بــــــــــــــــــــــه

به نظرتون پورو نمی شن؟

تابستون مثه آفتاب گرم

مثه بستنی دلچسب

مثه آهنربا جذاب و گیرا

در پناه خدای یاس و احساس

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 18:51 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام

دستم به قلم نمیره

نمی دونم چی بنویسم

 

Shakespeare:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, she's yours,
If she doesn't, here's the poison, suicide yourself for her.

شکسپير:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره  ،اگه برگشت كه مال توئه اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!

Optimist:
If you love someone,
Set her free....
Don't worry, she will come back.

خوشبين:
اگه عاشقه كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره....نگران نباش، حتماً بر مي گرده

Suspicious:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, ask her why.

شکاک:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره....اگه برگشت، ازش بپرس چرا

Impatient:
If you love someone,
Set her free....
If she doesn't come back within some time forget her.

ناشکيبا:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه تو يه مدتي برنگشت، فراموشش کن

Patient:
If you love someone,
Set her free....
If she doesn't come back, continue to wait until she comes back.

صبور:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برنگشت، اونقدر صبر کن تا برگرده

Playful:
If you love someone,
Set her free....
If she comes back, and if you love her still,
Set her free again,
Repeat

خوشگذران:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...وقتي برگشت، اگه هنوز عاشقش هستي،دوباره ولش کن بره…دوباره....

Animal-Rights Activist:
If you love someone,
Set her free…
In fact, all living creatures deserve to be free!!

فعال دفاع از حقوق حيوانات:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن

Lawyers:
If you love someone,
Set her free…
Clause 1a of Paragraph 13a-1 in the second
Amendment of the Matrimonial Freedom Act clearly states that....

وکلا:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از قانون آزادي ازدواج'' به طور صريح مي گويد

که ... .

Bill Gates:
If you love someone,
Set her free…
If she comes back, I think we can charge her for But tell her that she's also going to get an upgrade.

بيل گيتس:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برگشت، من فکر مي کنم که مي تونيم براي نصب مجددش يه هزينه هايي رو

پرداخت کنيم.البته بهش بگو که بايد خودشو بهتر کنه

Biologist:
If you love someone,
Set her free…
She'll evolve.

زيست شناس:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...حتما'' متحول مي شه!

Statisticians:
If you love someone,
Set her free …
If she loves you, the probability of her coming back is high
If she doesn't, the Weibull distribution and your relation were improbable anyway.

آمارشناسان:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه اونم عاشق تو باشه، احتمال بازگشتش زياده،
اگر عاشق تو نباشه، به هر حال توزيع Weibull و رابطه شما غير محتمله!

Salesman:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, deal!
If she doesn't, so what! ''NEXT''.

فروشنده:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برگشت، قرارداد ببند، اگه برنگشت، چه خوب، ''بعدي!''

Schwarzenegger's fans:
If you love someone,
Set her free …
SHE'LL BE BACK!

طرفداران آرنولد:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...حتماً بر مي گرده''

Insurance agent:
If you love someone,
Show her the plan....
If she ever comes back, sign her up,
If she doesn't, keep follow up with her and never give up!

نماينده بيمه:
اگه عاشق كسي شدي،بهش برنامه رو نشون بده، اگه برگشت، ثبت نامش کن،اگه برنگشت، پي گيرش شو و هيچ وقت بي خيال نشو

Physician:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, it's the law of gravity,
If she doesn't, either there's friction higher than the force or the angle of collision between two objects did not synchronize at

the right angle.

فيزيکدان:
اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره...اگه برگشت، اين قانون جاذبه است
اگه برنگشت، يا مقدار اصطکاک بيشتر از نيروي جاذبه است، يا زاويه برخورد بين دو جسم در زاويه مناسب تنظيم نشده.

 

از گوگل دزدیم ...امیدوارم حلال کنن

تابستون خوبی رو داشته باشید

در پناه خدای یاس و احساس

+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 16:29 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام...

دیروز ۲۲ خرداد تولدم بود...فکر کنم بزرگ شدم....البته من دوست ندارم بزرگ بشم...اصلا دوست ندارم...جاتون خالی یه جشن خیلی کوچولو و ساده گرفتم به همراهی چند تا از دوستای گلم...خوش گذشت اما آدم گاهی اوقات از اشخاص خاصی انتظار شنیدن تبریک داره...حالا دلگیر نمی شیم از این اشخاص شاید واقعا نتونستن تبریک بگن یا یادشون رفته...البته یک اس ام اس هم خیلی خوبه اما بیان زبانی خیلی شیرین تره... اشکالی نداره شاید وقت نداشتن...

اینم کیک تولدم ....نوش جون...

شبی خیلی شیرینی بود...اما آخره این شادی ها همیشه غصه هست....

چون می گذرد غمی نیست....

تولد همه مبارک...مخصوصا کسانی که بچه های خورشید( متولدین خرداد ) هستند...

شاد باشید و شادی آفرین...

در پناه خدای یاس و احساس...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 22:48 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام خوبید؟

مرسی منم بد نیستم... قرار بود پنج شنبه بعد از اتمتم امتحانات آپ کنم اما نشد...دیشب هم نشد...بعد از ۲ روز تاخیر بازم مزاحم شدم...

معمولا همه از تعطیلات لذت می برن اما من امسال بغضم گرفت...بدجور خورد تو پرم ( یعنی حالم گرفته شد).

نمی دونم چی بنویسم 

 

ای بچه های پاپتی ،

دور شین و کور شین همتون ، زنده به گور شین همتون ،

تو شهرمون مهمونیه ، مهمونی مون اعیونیه ،

دنبک و تنبور می زنن ، طبلک و شیپور می زنن ،

نیفته چشمام بهتون ، نشنوه گوشام صداتون ،

دور شین و کور شین همتون ، زنده به گور شین همتون ،

تا وقتی جشن قیصره ،

دس به سپیدی نزنین ، دس به سیاهی نزنین ،

مهمون داره بدش می آد ، لرزه به گنبدش می آد ،

ای بچه های ناز نازی ، وقتی می آین به این بازی ،

زبون درازی نکنین ، با تله بازی نکنین ،

حرف دوپهلو نزنین ، پهلو به جادو نزنین ،

نیاد صدای حرف تون ، صدای حرف تلخ تون ،

نگین که قحط گندمه ، گشنگی مال مردمه ،

نگین که مرگ فراوونه ، زندگی اینجا ارزونه ،

نگین که جشن ملته ، اون که اسیره ذلته ،

حرف های سربسته نگین ، آسه بیاین ، آسه برین ،

تا دیوه شاخ تون نزنه ، لقد به طاق تون نزنه ،

تو شهر کلاغ فراوونه ، تو هر سوراخی پنهونه ،

اگه کلاغا بدونن ، دیو و خبردار می کنن ،

دیوه می آد سراغتون ، زهر می ریزه تو آشتون .

سیاوش کسرایی

 

سیاوش کسرایی کیه؟ من نمی شناسم اما شعرش قشنگ بود.

 

من یک قوطی حلبی خا لیم

جلوی پای کودکی بازیگوش

در کوچه ای سنگی و خاکی

پای به من می زند

به دیوارم می زند

خیال می کند توپم

گناهی ندارد

توپ ندارد

من درد می کشم

از صدای رعشه آور خود

زجر می کشم

 

ززززززززززززززززززززززززززززززززجر چه وا‌ژه ی مبهمی 

شاد باشید و شادی آفرین

در پناه خدای یاس و احساس

 

+ نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 15:44 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام خوبید؟

وبلاگم از شعر و احساسات انگار داره در می یاد...خوب اشکال نداره فکر کنم یه کم تنوع هم لازمه...

یکی از دوستان به نام (بی نام)ازم خواسته که خیانت رو تعریف کنم...باشه چشم...

اینجانب یاسی که ۹-۱۰ روزه دیگه می شم ۱۵ ساله ٬ تعریفای متعددی از خیانت دارم...به نظرم خیانت که حتما این نیست که مثلا همسرت بره با یکی دیگه.......! خیانت این نیست که دو رفیق سر همدیگرو کلاه بزارن و پول همو بکشن بالا... همین که بهترین دوستت بهت دروغ بگه این خودش خیانته...همین که تورو آدم حساب نکنه به نظرم خیانته... همین که عشقت بودن در کنار کسه دیگه رو به تو ترجیح و بده و وجودت رو درک نکنه و نخواد حرفاتو بشنوه بازم خیانته.... خیانت خیلی تلخه درست مثه اخم کردن بهترین دوستت... حالا می گین باز یاسی رفت رو منبر خوب به بزرگیه خودتون ببخشید...من بازم خیانت رو خیلی وسیع تر از اون چیزی که تعریف کردم می دونم...خیلی چیزه مبهم و وحشتناکیه...

پنج شنبه تولد آتی جون دوسته گلمه....

تولدت  مبارک خانومی...

اینم کیک تولدت...خودم واست درستش کردم نوشه جونت...

 

ای واااااااااااااااای خدا مرگم بده منو تو چرا جامون عوض شده؟!؟ من پووووووووووووو بودم اما حالا چرا تو شدی پوووووووو...

اشکال نداره حالا به کسی نمی گم تغییر جنسیت دادی...

اینم کادوت بگیر دست از سر کچلم بردار

کوووووووووور خوندی مگه بیکارم همچین چیزی رو واست بخرم

به هر حال تولدت مبارک...

در پناه خدای یاس و احساس...

+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 0:50 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام...امتحان زبان رو دادم...

امتحلن بعدی...دوشنبه:ادبیات فارسی

می دونید چند شبه چه فکری تو مغزمه؟

بـــــــــــگــــــــــــــــــم؟!؟

می خوام یه سری از شعرامو چاپ کنم...البته یه سریشون که راجع به خیانته...

سال سال دیگه که متون هام زیاد شد کتابی به اسم....> تلخ مثل خیانت<..... یا همون خیانت چاپ کنم... به مامانم گفتم اونم از حرفم خوشش اومد اما گفت خیانت چرا؟ یه چیزی از جوونی و شور و حال...یه چیزی که جوونا خوششون بیاد... البته نه اینکه برم شعرای مردمو برم چا÷ کنم شعرایی که خودم می نویسم رو می گم...حرفه ای کار نمی کنم اما همچین بدک هم نیستن...شیرین نیست اما شما با یه شوکولات مزه مزه کنیدش...

نبدونم شما هم بگید از چی بنویسم....pLz hElP Me

راست آهنگ سروش هیچ کس ( اختلاف ) رو می گوشیدم که یهو رسی به اونجاش: دلیل چرخش زمین نیست جاذبه...پوله که زمینو...

خلاصه منم گفتم: دلیله چرخش نیست جاذبه...خیانته که زمینو می چرخونه جالبه...

چون به نظر من آدم فقیر پول نداره که بخواد زمین بچرخه یا نچرخه...فرقی هم به حال کسی نمی کنه که با پول بچرخونتش یا نه... اما خیانت هم فقیرا می تونن انجامش بدن هم پولدارا...

اصلا بگذریم عکس پایین رو ببینید ..کاش اگه کتابم چاپ شد این عکس رو قبول کنن واسه صفحه ی جلد..

عکس چطوره؟!؟

منتظرماااااااااااااا...

در چناه خدای یاس و احساس....

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 12:56 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام...خوبید؟

منم می گذرونم...به هر حال نگذرونم خودش می گذره...حالا بگذریم شما چیکار می کنید؟

من که دیشب تا ساعت ۵ صبح تو رختخواب می لولیدم...خواب نمی یومد....داغون بودم...فکر مشغول بود...اگه هم بگم گریه نکردم دروغ گفتم...دلم عین گنجسک تالاپ تولوپ می کرد....توپم از زمین و زمان پربود...دلیلشم نامعلومه... شایدم معلومه اما خودمو می زنم به کوچوله ی علی چپ....

 

توجه کن:

ديشب خدا به خوابم آمد و حالم را پرسيد

گفتم : ای بدک نیستم

پرسيد: چه چيزي را خيلي دوست داري؟

گفتم: بپرس چه کسي را

گفت: چه کسي را؟

تصوير تو عزيزم جلوي چشمم آمد

گفتم: خودت خوب ميداني، از تو ميخواهم که او را به من برساني

لبخند مليحي زد و گفت: تلاشم را ميکنم تو هم تلاشت را بکن

 

خدا کنه خدا هم یه شب به خدا من بیاد تا منم حرفامو بهش بزنم...

 

 

 

از آدمای دروغ گویی که حتی برای دروغشون قسم هم می خورن بدم میاد

از آدمای خیانت کاری که ظاهرشون رو خوب نشون میدن بدم میاد

از آدمایی که برای منافع خودشون هر حقی رو زیر پا می گذارن بدم میاد

از آدمایی که پشت دیگران حرف می زنن ولی جلوشون لال می شن بدم میاد

از آدمایی که اون چیزی رو که واسه خودشون نمی خوان واسه دیگران می خوان بدم میاد

از آدمایی که اون چیزی رو که واسه خودشون می خوان واسه دیگران نمی خوان هم بدم میاد

از آدمایی که زورشون فقط به کوچیکتراشون می رسه بدم میاد

از مردهایی که با زور و کتک جواب زن ها رو میدن بدم میاد

از زن هایی که با حرفای بی منطق اعصاب مردها رو داغون می کنن بدم میاد

از آدمایی که وقتی عصبی میشن هرچی دهنشون میرسه به هرکسی میگن تا خودشون آروم بشن بدم میاد

از آدمایی که حرمت بزرگترشون رو نگه نمی دارن بدم میاد

از آدمایی که یادشون رفته پدر و مادرشون چقدر براشون زحمت کشیدن بدم میاد

از آدمایی که یادشون رفته انسان آفریده شدن نه حیوان بدم میاد

از آدمایی که انتقادپذیر نیستن بدم میاد

از آدمایی که به عقیده ی دیگران توهین می کنن و عقیده ی خودشون رو بدون نقص می دونن بدم میاد

 

 

 

کاش خالم اینجا بود و سرمو می ذاشتم رو شونه هاش و راحت گریه می کردم...اونم دستشو می کشید رو موهامو با حرفاش آرومم می کرد...

اشکال نداره چون می گذرد غمی نیست...

اما باز خدارو شکر با نوشتن کمی آروم شدم...

خدا جون خیلی دوست دارم...خیلی دوست دارم...

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 15:40 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام خوبید...امشب  می خوام چند تا عکش متفاوت بذارم و اصلا شاید به وبلاگم نخوره اما دیگه دیگه... اولیاشو تقدیم می کنم به *نسترن* و شهرزاد* جونم...

اینم از محسن و کیوان...البته بیشتر محسن...بابا گیر ندید دیگه عکس عکسه چه قدیمی چه جدید...چه احساساتی و چه غیر احساساتی

 

 

 

 

 

این عکسارو از وبلاگ یکی از دوستان دزدیدم...امیدوارم حلالم کنه

http://am2000.blogfa.com اینم آدرس همینی که ازش دزدیدم

 

خوب عکس بعدی خیلی خیلی اختصاصیه

این عکسه دست من و دوستای گلمه.. رو دستا اسم ها ذکر شده... می تونید به راحتی شناسایی کنید اینو توی خونه ی شهرزاد گلی گرفتیم و اون شب کلی خوش گذشت و یه خاطره ی شیرین واسمون بود

وااااااااااااااااااااااای عاشقتونم دوستای گلم

 

 

این عکس شاید واسه بعضیا خیلی بی مزه باشه اما واسه من خیلی با ارزشه...

 

وااااااااااااااااای این عکس زیری منو کشته...گناه داره این نینیه آخه پاش اوخ شد....جیز شد...دردش اومد...پاشو له شد بچهآخه تو کجا و پاهای ظریف این کوچولوی ناز کجا

 

 من دختر سر به هوا...بازیگوش...شیطون ....خلاصه جونم براتون بگه یهو دیدید از احساسات پریدم تو رپ...چیکار کنم خوب خرداد ماهیم دیگه...عاشق تنوع...دوست دارم همه چیز رو امتحان کنم...البته چیزای خوب...

یه عکس عشقولی هم می ذارم بعد می رم لالا...

 

وای چه نازن...

خوب دیگه واسه امشب بسه...

در پناه خدای یاس و احساس

+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 2:25 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

 

سلام...چیه چپ نگاه می کنید؟

حال کردید نه؟ خوشگل بود...من که خوشم اومد

ایشالا به پای هم پیر بشن به امید اون روز که شما هم برید خونه ی بخت...

 

 

اینم بعد از چند سال زندگی مشترک...

تبریک عرض می کنم....

 

+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 0:2 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام خوفید؟!؟

امروز امتحان فیزیک داشتم خدارو شکر به خیریت گذشت

امتحان بعدی....> پنج شنبه زبان فارسی....به به کشوری تشریف داره

خوب غرض مزاحمت بود که بحمدلله حاصل شد الان 

راستی این چندروز خیلی یاد دوران طفولت می کنم زمانی که پیش دبستانی بودم 

یه شعر بلد بودم همش اونو می خوندم البته غلظ تافظی هم داشتم که مامانم می گفت اینجوری بخون اونجوری بخون

شعر:

یه لوز آقا خلگوشه -( مامانی: یاسی مامانی بگو خرگوشه لوز نه روز)

دوید دمباله موشه (یاسی فدات شم دمبال نه دنبال)

موشه پلید تو سولاخ (سورررررررررا خ تکرار کن سوراخ)

خلگوشه گفت آخ( خرگوش خلگوش نیست)

بلگد بلگد من کالیت مدارم من خلگوشه بی آزارم( منو پیر کردی تا این شعرو خوندی)

اینایی که تو پرانتز بودن رو مامانم می گفت

بــــه بــــــــــــــه

 

 

 

 

فرق بلال و خيار چيه؟
بلال در فيلم «محمد رسول الله» بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده!

شباهت بلال و خيار چيه؟
هيچكدومشون در «تايتانيك» بازي نكردند!

اگر يك زنبور داخل دهان گربه برود، گربه چه مي‌گويد؟
ميوز... ميوز...

بهترين وقت براي چيدن ميوه باغ چه وقتي است؟
وقتي است كه سگ در باغ نيست و باغبان هم براي كاري رفته بيرون!

 

بايد قبض آن را پرداخت نكرد!

چطور مي‌شه 4 نفر زير يك چتر بايستند و خيس نشن؟
وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر شما مشروب بخوريد و با شورت برويد وسط حياط چي ‌مي ‌شه؟
مي‌شويد يه فرد مشروب خورده، ايستاده با شورت در حياط!

 

خوب کاری باری؟

التماس دعا

در پناه خدای یاس و احساس

+ نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 19:29 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

به نام خدامون

سلام.خوفید؟

خوب امیدوارم اگه خوب نیستیتد ایشالا شفا پیدا کنید

الــــــــــــــــــــهی آمــــــــــــــــــِن ببینین من چقدر انسان دوستم حال کنید 

گفتگوی من با خودم (کودک درونم)

خودم: ای بابا انگار داریم بزرگ می شیم

کودک درونم: چه غلطا

خودم: خوب حقیقت تلخه دیگه

کودک درونم: خوب به من چه؟!

خودم: چقد بی ادب شدی!!!!!اه اه اه  یادم باشه تو رو هم ادب کنم

کودک درونم: گفتند ادب از که آموختی؟ از بی ادبان

خودم: باشه بابا حالا تو هم واسمون شاعر شدی

کودک درونم: کمال همنشینی در من اثر کرد

خودم: زبون تو رو هم باید کوتاه کرد

کودک درونم: آره دیگه پس فکر کردی خودت بلدی شعر بگی؟ منم بلدم

خودم؟ همینم کم مونده تو هم شاعر بشی و شعر بگس.... می ترسم ۲ روز دیگه بخوای بری شب شعر!

کودک درونم: آره....مگه چشه؟!

خودم: چش نیست ابروووووووووووووووه....

کودک درونم:خوب عصبی نشو نمی رم

خودم: نه تورو خدا تعارف نکن بیا برو!

کودک درونم: برم !؟ می شه یعنی؟!

خودم: بس کن دیگه بهت رو دادم پورو شدی

کودک درونم: دلمو شکوندی برو حالشو ببر

خودم : به به آهنگ هم که بلدی بخونی!

کودک درونم: بـلـــــــــــــــــــــــه

خودم:زنجیره منو بافتی؟!

کودک درونم؟ نبدونم...شاید...آره دیگه بلـــــــــه

خودم: خدایا همه رو برق می گیره مارو هم کودک درونمون

کودک درونم: عصبانیت کردم یاسی جون؟

خودم: نه راحت باش

کودک درونم: آره دیگه شهر ما خانه ی ما

خودم: باز شروع کردی؟

کودک درونم: آره با نام خدا هم شروع کردم

خودم: ای بابا از زبون کم نیاری یه وقت! حرف نزنی فکر نمی کنن لالی!

کودک درونم: خوب چیکار کنم!!! خودت اون روز داشتی می گفتی توی جامعه اگه نزنی می زننت...نخوری می خورنت...نکشی می کشنت...

خودم:خودم کردم که لعنت بر خودم باد...

کودک درونم: چرا عاقل کند کاری که بعد بگه خودم کردم که لعن بر خود بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا....

خودم: جواب ابلهان خاموشیست

کودک درونم: سکوت بعضی وقتا علامت رضاست

خودم:

کودک درونم: پس راضی هستی؟

خودم: چی می گی تو؟

کودک درونم: منظورم رضای خدا بود دیگه....پس مبارکه....

خودم: تو چرا اینقد مثه چسب می چسبی؟

کودک درونم: خوب من خودتم دیگه؟

خودم: تو منی؟ خدا نکنه!!!!یعنی من اینقد شیطونم!!۱

کودک درونم: شاید چیزی ۱۰ برابر من

خودم: بــــــه بــــه...دروغ هم که بلدی!!من کجا تو کجا!!؟!! من به این آرومی...

کودک درونم: مگر اینکه خودت از خودت تعریف کنی

خودم: آقا من خودمو می شناسم تو نمی خواد بهم بگی

کودک درونم: من تورو می شناسم...مثه اینکه یادت رفته تو منی...من توام...من و تو یاسی هستیم...من و تو یکی هستیم...

خودم: آهان! بله فرمایش شما متین...اصلا هر چی تو بگی..

کودک درونم: پس هروقت هر چی می گم بگو چشم...

خودم: چه غلطا

کودک درونم: مجبورت می کنم بگی

خودم: اگه نگم چی؟

کودک درونم : حالا می بینی

خودم: وای گیر می دیااااااااااااااااااااااااااا

کودک درونم: از خودت یاد گرفتم

خودم: بابا ولم کن

کودک درونم: پس ببین چقد مردمو  اذیت می کنی؟ منو تو یکی هستیم...همینایی که من به تو گفتمو تو بهم گفتی یکی بود....من و تو خیلی گلیم مگه نه؟

خودم: من شاید اما تورو نمی دونم

کودک درونم: هستیم...منو تو گلیم

خودم: من آره اما تو نه

کودک درونم: باشه جوش نیار تو گلی اما من گل تر از تو

خودم: چه غلطا

 

 

به به اینم از گفتگوی من با کودک درونم...

حالا شما بگید...من اینقد زبون درازم...اینقدر شیطونم....

قربانتون: یاسی

قربانم:همـــــــــــــــتون

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 16:50 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام

خوفید؟ خوشید؟ خوب به من چه خوبید یا نیستید؟ اصلا مگه من دکترم؟ مگه من پزشکم؟ مگه روانشانسم؟ مگه دامپزشکم؟...ببخشید عزیز بیمارستان و تیمارستان دو کوچه برو پایین تر اینجا شهر احساساته...خوب اشکال نداره این بارو می بخشمتون...

وای وای ببخشید...من باید زودتر می یومدم اما چیکار کنم خوب اصلا حسش نیست...الانم از دلتنگی اومدم آپ کردم...خداییش این وقت شب من چرا بیدارم؟....چرااااااااا؟

اولا از بی خواب...بعدشم دلم گرفته...از همه مهمتر بیکاری...اخه من این وقت شب بشینم با کی حرف یرنم؟ اصلا تو به من بگو کی حوصله داره که با من حرف بزنه...نه نه تو بگو کی می شینه پای حرفام....اصلا به درک که کسی نمی شینه...مگه وبلاگم چیش از یه آدم کمتره...البته یه چیزایی کم داره اما اشکال نداره تحمل می کنم دیگه....

این نسترن جون هم نذاشت ما یه امروز ظهر بخوابیم چند تا اس ام اس فرستاد البته خداییش باحال بودن بعد یکی دیگه فرستاد که چرا جوابشو نمی دم...منم بیدار شدم جوابشو دادم...البته نسترن جون دستت درد نکنه چون اگه بیشتر می خوابیدم باید تا صبح کشیک می دادم

به به به به

امروز اولین امتحانمو بود...بد نبود...بلاخره دادیمش رفت....

 

یه شعر می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد

نیومد هم نیومد اصلا مهم نیست

 

 

الهي! به مردان در خانه ات!
به آن زن ذليلان فرزانه ات!
به آنانکه با امر روحي فداک!
نشينند وسبزي نمايند پاک!
به آنانکه از بيخ وبن زي ذيند!
شب وروز با امر زن مي زيند!
به آنانکه مرعوب مادر زنند!
ز اخلاق نيکوش دم مي زنند!
به آن شير مردان با پيشبند!
که در ظرف شستن به تاب وتبند!
به آنانکه در بچّه داري تکند!
يلان عوض کردن پوشکند!
به آنانکه بي امر واذن عيال
نيايد در از جيبشان يک ريال!
به آنانکه با ذوق وشوق تمام
به مادر زن خود بگويند: مام (!)
به آنانکه دارند با افتخار
نشان ايزو...نه! زي ذي نه هزار!
به آنانکه دامن رفو مي کنند!
ز بعد رفويش اُتو مي کنند!
به آنانکه درگير سوزن نخند!
گرفتار پخت و پز مطبخند!
به آن قرمه سبزي پزان قدر!
به آن مادران به ظاهر پدر(!)
الهي! به آه دل زن ذليل!
به آن اشک چشمان ممّد سبيل (!)
به تنهاي مردان که از لنگه کفش
چو جيغ عيالاتشان شد بنفش!
:که مارا بر اين عهد کن استوار!
از اين زن ذليلي مکن برکنار!
به زي ذي جماعت نما لطف خاص!
نفرما از اين يوغ مارا خلاص!

 

 


Prayer is not conquering God’s reluctance but taking hold of God’s willingness.

دعا غلبه بر مخالفت خدا نيست بلكه دستيابي به رضايت اوست.

 

Love is the highest gift of GOD.

عشق والا ترين هديه خداوند است.

 

GOD heals, and doctor takes the fee!

خدا شفا مي دهد و پزشك حق ويزيت مي گيرد!

 

Man is certainly stark mad; he cannot make a worm, yet he makes gods by the dozens!

انسان واقعاً ديوانه است؛ يك كرم هم نمي تواند بسازد اما ده ها خدا مي سازد.

 

Every happening great and small, is a parable whereby GOD speaks to us, and the art of life is to get the message.

هر اتفاقي كه مي افتد، چه كوچك چه بزرگ، وسيله اي است براي آنكه خدا با ما حرف بزند و هنر زندگي دريافت پيام است.

 

The nearer the soul is to GOD, the less its disturbances since the point nearest the circle is subject to the least motion

هر چه روح به خداوند نزديكتر باشد، آشفتگي اش كمتر است. زيرا نزديك ترين نقطه به مركز دايره كمترين تكان را دارد.

 

GOD, often in his wisdom , sends his angels down to walk with us. We know them best as friends.

معمولاً خداوند فرشته هايش را پايين مي فرستد تا با ما قدم بردارند.ما آنها را به صورت دوستانمان مي شناسيم

 

خوب دستم درد نکنه

در ضمن از دوستانی که نظر می دن ممنونم

البته نظرات خصوصی 15 برابره نظرات عمومیه اونا هم ممنونم ازشون...

موفق باشید

در پناه خدای یاس و احساس...

عزت زیااااااااااااااااد

 

+ نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 0:51 توسط ____>Y~A~S~S~I<____ |

سلام سلام حال و احوال شما؟خوبیــــــــد؟

نیستید؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب به من چه 

چه خبرا؟ وسط شهر چه خبره؟ تو روستا چه خبره؟ تو مملکت چه خبره؟

خوب به ما چه که چه خبره ....از بابت کسانی که می یان و نظر می دن بسیار ممنون منظورم هم نظرات عمومی و هم نظرات خصوصی بود دمتون گرم مارو شرمنده کردین

 

چرا شبها تو به حالم یه نظر نمی کنی؟

خیلی وقته اینجایی،چرا سفر نمی کنی؟

رد پاهاتو می شورم،ولی باز مشخصه

پر ادمه کنارم،ولی دل چه بی کسه

شبا با فرشته ها تا آسمون صف می مونم

فال دست که می خونم،بی خطی تو کف می خونم

خط دستامو تو بردی که دلم هواییه

باز خوبه بهانه شد که قلب من خداییه

خسته از دست شب و روز و صدای ساعتم

انگار از گند خیال تو، توی کثافتم

تو رو جون عشقی که نداشتی توی زندگی

برو از شهر دلم حتی شده یواشکی

جاده ها نفس می خوان برای بوسیدن من

یه مجوزی بده،بذار که غصه ها برن

خیلی وقته ثانیه جا می زنه به عقربه

دنبال طلوعم اما،همه سمتا مغربه

کاشکی آشیونه ی اون خونه آخرت بشه

مرگ این دختر تنها روزی باورت بشه

  

 

وای این شعر خیلی باحاله نه؟ حال کردم باهاش خفن